درادرا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 2 روز سن داره

درای مامان دنیا و بابامرتضی

ماجراهای این چند روز

سلام جوجوی مامان اون روز رفته بودیم باغ عمه حمیرا اینا(عمه مامان) توی باغ یک تاب بود تو رو که سوار می کردی خیلی خوشت اومده بود همونجا می خواستی بخوابی .من و بابا هم تصمیم گرفتیم برات یک تاب بخریم .دو سه روز بعدش رفتیم از مغازه برات تاب گر فتیم و اوردیم نصبش کردیم مامانی انقدر از این تاب خوشت میاد که روی تاب اصلا صدات در نمیاد .شمای فسقلی که تا من از چشت گم میشدم شروع میکردی به گریه ولی روی تاب عین دختر خانم های گل میشینی و صدات هم در نمی اد.اون روز گذاشته بودمت روی تاب خودم هم داشتم تو آشپزخونه کار میکردمگهگاهی میامدم و یک تکونی بهت میدادم و میرفتمدنبال کارم.یهو متوجه شدم تو روی تاب خوابت گرفته   پ.ن.لوازم م...
29 مرداد 1392

شیرین کاریهای درا خانم

مامانی جدیدا تا من و بابایی میریم رو ترازو خودمون رو وزن کنیم بدو بدو میای سر ترازو میری روش میخوای خودت رو وزن کنی اخه قربونت برم من مگه چی میخوری که وزن بگیری 2 ماهه تو 8 کیلو موندی خیلی بد غذا هستی تا چیزی رو هم میخوام به زور بهت بدم با اون زبون خوشگلت میدی بیرون.   این هم تصاویر درا در حال خوردن گوجه فرنگی و عکس العمل درا وقتی مامان مچش رو میگره و صداش میکنه     وقتی درا گیتاریست میشود اونم با پا(مامانی فکر کنم اولین گیتاریستی باشی که داره با پا گیتار میزنه)قربون دختر خلاق خودم برم من اینجام وقتی از زیر پات میکشیدم بیرون پات رو دراز میکردی که بری روش تا صداش در بیاد هر چی میگم مامان جان ...
22 مرداد 1392

عید فطر مبارک

سلام گل مامان می خوام از وبلاگت عید فطر رو به همه تبریک بگم.عید همتون مبارک روزجمعه تولد پرهام بود خاله شیلا زنگ زد گفت بعد از ظهر بریم بیرون.رفتیم قره خاچ .خاله شیلا دستش درد نکنه یک کیک خوشمزه پخته بود اونجا خوردیم خیلیم خوش گذشت راستی خاله ملان اینام از خوی اومده بودن ماکو اونام اومده بودن قره خاچ. تو این عکس ببین عین خانما وایستادی داری عکس می گیری   خانم خانما و 3 پسر خاله   این بدون شرحه فقط دو تای پشت سری رو ببین (بابا و عمورضا)   تو این عکس هم اقا (بابای مامان جون)عینک دودی زده بود ژست گرفته بود.مامانی خیلی دوستش داره&nb...
21 مرداد 1392
1